اقرأ، حتی اگر درها بسته باشند
- Anosha Zereh

- Feb 10
- 3 min read
Updated: Feb 14
خواهری و تابآوری
چرا حق آموزش زنان افغان مسئولیتی جهانی است
بحران پیشروی دختران و زنان افغان دیگر پنهان و خاموش پیش نمیرود. این بحران، نظاممند، آگاهانه و ویرانگر است. ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی، محدودیت در رفتوآمد، و حذف زنان از عرصه عمومی، نسلی کامل را در معرض قطع ارتباط با دانش، فرصت و حق تعیین سرنوشت قرار داده است.
آنچه اغلب در گفتوگوهای جهانی نادیده گرفته میشود این حقیقت است: اگرچه درها به زور بسته شدهاند، اما اشتیاق انسانی به یادگیری، کرامت و آزادی از میان نرفته است. این اشتیاق—آرام، اما مقاوم—فراتر از حکم و ترس به حیات خود ادامه میدهد.
این تأمل از دل همین تنش زاده شده است وتلاشی است برای قرار دادن مبارزه زنان افغان در چارچوبی اخلاقی و معنوی گستردهتر؛ چارچوبی که تأکید میکند آموزش صرفاً یک مسئله سیاسی نیست، بلکه ضرورتی انسانی و اخلاقی است. محروم کردن زنان از حق آموختن، محروم کردن جوامع از آینده اجتماعی، اقتصادی و اخلاقیشان است.
کار من با «اقرأ»—بخوان—بر همین باور استوار است. در سنت اسلامی، «اقرأ» نخستین فرمان وحی است. این فرمان تنها به سوادآموزی محدود نمیشود، بلکه انسان را به آگاهی، پرسشگری و مسئولیتپذیری فرا میخواند. «اقرأ» فراسوی سیاست و مرزها ایستاده و بر این حقیقت پافشاری میکند که دسترسی به دانش جداییناپذیر از کرامت انسانی است.
حتی آنجا که کلاسهای درس خالی و درهای مدارس قفل شدهاند، این ندا خاموش نمیشود. حیات درونیِ پرسش و جستوجو—اغلب نادیده و بیپشتیبان—در وجود زنان و دختران افغان همچنان شعله ور است. تابآوری آنان پیوندی است میان پایداری فردی و مبارزهای جهانی برای عدالت و دسترسی به آموزش.
این نوشته از مشاهده همین تابآوری در کنار فقدانی عمیق زاده شده است. دیدن رانده شدن زنان افغان از مدارس، محیطهای کاری و زندگی عمومی دردناک است—نه تنها بهخاطر آنچه از آنان گرفته شده، بلکه بهخاطر آنچه جهان در خطر عادیسازی آن قرار دارد. در چنین لحظاتی، سکوت بیطرفی نیست؛ سکوت به معنای همدستی بدل میشود.
ازین رو نوشتن، به عملی برای ایجاد پل تبدیل میشود.
پلی میان مرزها و شکافهای سیاسی، تا یادآور شود سرنوشت زنان افغان جدا از نظامهای جهانی قدرت، سیاست و مسئولیت نیست. حذف آنان از آموزش، فاجعهای محلی نیست؛ شکستی جهانی است با پیامدهای بلندمدت برای ثبات، توسعه و صلح.
و مهمتر از همه، زنان افغان صرفاً قربانی شرایط نیستند. آنان عاملان تحول معنوی، فرهنگی و اجتماعی اند با ادامه یادگیری در فضاهای غیررسمی، آموزش دادن به یکدیگر، نوشتن، سازماندهی و تصور آیندههایی فراتر از محدودیتهای تحمیلی، به شکلی آرام اما ژرف، در برابر حذف شدن مقاومت میکنند.
بنابراین حمایت از آموزش زنان افغان نه تنها یک اقدام عملی است —بلکه امانتی مقدس است. این حمایت از دولتها، نهادها و جامعه مدنی میخواهد که آموزش را بنیان شکوفایی انسانی بشناسند. این امر مستلزم حمایت پایدار،راهحلهای خلاقانه، و شجاعت اخلاقی است تا تأکید شود حقوق زنان حتی زیر فشار سیاسی قابل چشم پوشی نیست.
هر سطر از «خواهری و تابآوری» همزمان عملی کوچک از مقاومت و دعایی است: دعایی برای آنکه زنان و دختران افغان فراموش نشوند؛ برای بازگرداندن حق آموزش آنان؛ و برای آنکه همپیمانان جهانی همچنان صدای خود را بلند کنند، منابع را به کار گیرند، و مسیرهایی—رسمی و غیررسمی—بیافرینند تا آموزش حتی زیر سایه سرکوب نیز زنده بماند.
از طریق «اقرأ»، امیدوارم بتوانم اندوه و پایداری را در تار و پودی مشترک از همبستگی درهم بتنم—پارچهای که حقیقتی ساده اما خطیر را تأیید میکند:
هیچ زنی نباید تاریکی را به تنهایی به دوش بکشد،
و هیچ جامعهای توان خاموش کردن نور دخترانش را ندارد.
انوشه زره


Comments